احمد اديب پيشاورى

34

نگارستان عجائب و غرائب ( فارسى )

از كوهسار آورند و سائيده در حوضهائى كه براى همين كار ساخته‌اند خمير نمايند و دست در آن زنند بعد از دو سه يوم آنچه بر روى آب ايستد آن را در دست برداشته در ظرف نهند و اصل مايهء چينى آن باشد و همچنين درجه بدرجه بردارند و ظروفها از آن بسازند چينىهائى كه به اطراف ممالك ميآورند از مايهء آخرين مىشود و اول تا سيمين را بسر كار پادشاه آنجا رسانند . در روضة الطاهرين منقولست كه در بيرون شهر چين بفاصلهء ربع فرسخ باغ ساخته‌اند در نهايت طراوت و عمارت عاليه در آن پرداخته بكمال نظارت از در دولتخانه پادشاه تا دروازهء باغ همانند بعنوان زاغها كه در هوا پرورده و در هوا پرواز باشند چيزى تعبيه كرده‌اند كه مطلقا تا يك گروه راه پرتو آفتاب بر زمين نمىافتد و از روى سر تا جائى كه زاغها تعبيه كرده‌اند يك گز ارتفاع دارد و طول و عرضش نيز يك ذرع باشد هرگاه شهريار بسير آنباغ ميرود با اهل و عيال خود به همان راه رفت‌وآمد مىنمايند و در آنباغ دهان شير بهيئت ساخته‌اند كه بند و گشاد آن بحكمتست هرگاه دانندهء اين كار بند آن را به حركت مىآرد راه درآيد و اگر ديگرى خواهد كه آنطلسم را بر گشايد امكان ندارد . و هم در آن تاريخ مسطور است كه جزيره‌ايست ندرت آئين در حوالى چين هواى آنجا باعتدال و آبش در طبايع سازگارتر از آب زلال اهل تجار برخى ترسائىاند و بعضى يهودى و گروهى مجوس و مردم هند آنجا سكنى دارند نزديك بولايت ختاست و طرفه دلگشا جائى .